Thursday, January 21, 2010

سلام،

بعضی‌ وقتها روزت نیست، مثله امروز من، نه دیروزم اصلا کلّ این هفته می‌شه گفت من نبودم. گیجم و مبهوت و بی‌ انگیزه. مثل لشکر شکست خرده. مثل کسی‌ که به زور کار میکنه، به زور میخنده، به زور میخوره، به زور میخوابه. جدیداً از هیچ چیز تو زندگیم لذت نمی‌برم، نمیخندم شاد نیستم. افسردگی ندارم نترس چون گریه نمیکنم فقط بی‌ حسم، بی‌ حالم و زمان می‌گذره چقدر سریع. چقدر دلم میخوات از اینجا برم، برام کوچیکه می‌خوام برم جای بزرگتر، جایی‌ که هیجان داشته باشم، نمیدونم چمه. از تو هم خبر ندارم، خیلی‌ وقت هست. اما هم تو غد هستی‌ هم من. نوبت تو هست جواب ایمیلم رو بعدی و من به هیچ وجه کوتاه نمیام. مسخرست نه بازی من و تو.

امروز بحث این هست که یکی‌ از دوستمون تحقیق در عملیات کار میکنه. رشته مورد علاقه ی‌ من که به دلیل اومدن به اینجا رهاش کردم. می‌تونستم دکترا شروع کنم اما همه چیز برگشت. معادلات با مشتقات جزئی عددی و افتادن توی مسیر مدلسازی اتمسفر، جریان با مقیاس بزرگ، موجهای استوأی ....

نمیدونم، بی‌ انگیزم. بی‌ انگیزه، راحت میخونی کلماتم رو اما هضمش برای من سخت هست چون این من نیستم.

Sunday, January 3, 2010

فقط

فقط دو مورد برای یادآوری دارم:

۱. فقط مشکل شاهزاده ی قصه‌ای ما این بود که عاشق زندانبانش شده بود. امیدوارم هیچ کدوممون عاشق زندانبانمون نباشیم.

۲. بعضی‌ وقتها فاصله بهترین راه حل هست. همیشه فکر می‌کنیم فاصله خوب نیست اما حالا میبینم که دوری میتونه بهت کمک کنه تا منطقی‌ تصمیم بگیری. پس دیگه از دوری گلایه نکن.

یاس سفید

Friday, January 1, 2010

امروز زندگی را آغاز كن!

به آرامی آغاز به مردن مي كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن مي كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي كنی
اگر برده ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي كنند،
دوری كنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن مي كنی
اگر هنگامی كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي ات
ورای مصلحت انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن!

"پابلو نرودا ،ترجمه از احمد شاملو"