با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی *********** تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید ******** ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم *********با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی
سلطان من خدا را زلفت شکست ما را *************تا کی کند سیاهی چندین درازدستی
در گوشه سلامت مستور چون توان بود ************** تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی
آن روز دیده بودم این فتنهها که برخاست ************* کز سرکشی زمانی با ما نمینشستی
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید ******** ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم *********با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی
سلطان من خدا را زلفت شکست ما را *************تا کی کند سیاهی چندین درازدستی
در گوشه سلامت مستور چون توان بود ************** تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی
آن روز دیده بودم این فتنهها که برخاست ************* کز سرکشی زمانی با ما نمینشستی
عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ ********** چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی

No comments:
Post a Comment