Wednesday, February 10, 2010

A momment in peace

روی تخت به سمت چپ دراز کشیدم. دست چپم رو زیر سرم گذشتم و چشمم رو می‌بندم. چه احساس آرامشی. مسخره هست. همه چیزمون حتا این زندگیهامون که ازش راضی‌ هستیم. خنکی روپوش رو احساس می‌کنم، واقعا چقدر وقت هست از دراز کشیدن لذت نبردم. چند صبح هست که از روی عادت سریع لباس میپوشم که برم دانشگاه. اما امروز فرق داره. امروز فقط من هستم و همین لحظه که توش هستم. بدون هیچ خیال و دلواپسی. بدون درگیری و ناراحتی‌. صدای قلبم رو میشنوم، چقدر جالب هست این لحظه، یک لحظه ناب، یک لحظه که به هیچ چیز فکر نمیکنی‌ به جز خودت و سلامتیت. هیچ چیز معنی‌ نداره نه گذشته نه آینده خودت هستی‌ و خودت. جالب بود خودت رو احساس کردن، قلبت رو، صداش رو، حتا می‌تونستم جریان خونم رو ببینم. به رنگ آبی‌ و قرمز، دریچه قلبم رو همه چیز. قرار تا ۱۰ روز دیگه نتایج اکم بیات. راستی‌ تا حالا فکر کردی آیا چیزهای که براش انقدر تلاش میکنی‌، جون میکنی آیا ارزشش رو داره.

مریم

No comments: