Saturday, March 28, 2009

بهار و عاشقی



باز هم بهار و عاشقی های من. وای که چقدر اومدن بهار هر سال روم تاثیر داره. جون میگیرم، عاشق می شم، می رویم، لذت می برم و شادم حتی بی تو اما به امید دیدارت.

امروز
باز هم عاشقم عاشق زندگیم، درسم، خانواده ام، دوستانم و وجودم. سر شار از یک انرژی مثبت این خاصیت بهار هست برای من همیشه بوده و هست. با بهار نفس میکشم، با بوی شکوفه‌ها مست می شم و میرم به دنیای خیال. عاشقم، عاشق بهار. دلم برای شالیزر‌های شمال تنگ شده، دلم برای دریای جنوب و عصیانگری امواج به سنگهای ساحل تنگ شده. دلم برای شب‌های زاینده رود تنگ شده، دلم برای بید مجنون های خمیده‌ی پارک ناژوان تنگ شده.

بهار همیشه برام خاطره هست. خاطره ی مسافرتها، دیدارها و طبیعت. راستی دلم برای باغ شازده ی ماهان هم تنگ شده. چطور توی باغ قدم می زدم زیر اون درخت‌های بیدش و اون احساس ... حالا هم میتوانم حسش کنم. خواستم بگم عاشقم عاشق زندگیم و چیزهایی که توش هست، عاشق تو و زیباییی‌های تو، عاشق دیدار تو، شوق رویای تو، عاشق خاطره ها همه و همه. دوستت دارم. این آهنگی هست که این روزها صد بار گوش دادم با صدای علیرضا افتخاری. برات مینویسم به امید روزی که باهام بخونیمش، در کنار هم.

مریم

زیر چتر سبز باران
برگ لرزان درختان
آید به یادم دوباره
کوچه باغ پرسه ها مان
می تراوید از نگاهت
شور وشرم کودکانه
می سرودم زیر باران
از نگاه تو ترانه
اگر از آنهمه شوق و آرزو
مانده در قلب تو هم بگو بگو
زمزمه کن همه را به گوش من
تا بگیرم بوی باران
گل همیشه بهار من بیا
با گل خنده کنار من بیا
تا همه هستی ام از حضور تو
گل کند همچون بهاران
دم به دم افسانه میخواند
در کنار گوشمان باد
نغمه های عاشقی را
باد و باران یادمان داد
می توانستم چو لبخند
بر لبانت جان بگیرم
یا بلغزم همچو اشکی
کنج لبهایت بمیرم
اگر از آنهمه شوق و آرزو
مانده در قلب تو هم بگو بگو
زمزمه کن همه را به گوش من
تا بگیرم بوی باران
گل همیشه بهار من بیا
با گل خنده کنار من بیا
تا همه هستی ام از حضور تو
گل کند همچون بهاران

در دل شب دیده ی بیدار من
بیند آن یاری که دل را آرزوست
چون بیاید پیش پیش مرکبش
مرغ شب آوا بر آرد دوست دوست دوست

No comments: