Saturday, December 5, 2009

روز دوم

سلام،

امروز هم گذشت. تا حالا ۲ روز از ۲۴ روز گذشته یعنی‌ ۱/۱۲ سفر. می بینی‌ زمان چقدر زود می‌گذره. دیشب شام رو با ۴ تا از دوستهام رفتم بار. منی‌ که درینک نمیخورم بگو اون وسعت جوس خورون راه میندازم. خلاصه که شام خوردیم و برگشتیم هتل. هوا خیلی‌ سرد هست اینجا و خشک. اگه بدونی چه منظره‌ای داریم. عاشق اتاقمم. طبقه ۱۸ هیلتون دقیقا کنار رودخانه ای که مرز کانادا و آمریکاست. چراغهای کریسمس رو از حالا روشن کردن و دان تان دیتریت رو می‌شه به وضوح از اینجا دید.

امروز صبح دو تا از سخنرانیها کنسل شد. من هم رفتم که برای خودم بگردم. صدای پای تو سنگفرش کنار رودخانه، صدای پای من که میپیچید. سلانه سلانه راه میرفتم کنار رودخانه، و آفتاب همچین روی آب پهن شده بود که چشم رو میزد. چه احساس آرامشی. چقدر ما ادامها نیاز داریم یک مدت تنها باشیم، بدون مشغولیات فکری، محیط جدید، دوستهای جدید، افراد جدید. خلاصه که قدم زدم و کمی‌ بعد آروم آروم برف شروع به باریدن کرد. منظره زیبای بود. بعد از ظهر هم کنفرانس دانشجویان که چطور می‌شه مقاله چاپ کرد، چرا مقاله پذیرفته نمی‌شه و از این بحث ها. ۶ تا سخنرانی‌ هم بعد از زهر، خلاصه که روز پر مشغله‌ای بود. و شام که از طرف کنفرانس باز رفتیم بار و همه مهمون بودیم به صرف شام و نوشیدنی‌. من زودتر برگشتم چون باید برای فردا خودم رو آماده کنم، سخنرانیم ساعت ۹:۳۰. باید برم بخوابم. فردا برات بیشتر مینویسم. شبت خوش.

مریم

No comments: