امروز وارد دفتر که شدم روی صندلی رینل یک چپیه آویزون بود. تعجب کردم. یاد ایران افتادم کا بسیجیها چپیه می بستن. نمیدونم هیچوقت نتونستم به چپیه بی تفاوت باشم، دوست نداشتمش. حتی زمانی که . . . ولش کن در هر حال ذهنیت خوبی ندارم. پرسیدم این چیه گفت پلستینین. گفتم برا چی هست چیجوری میپوشیش. گفت برای فشن هست پارسال تو اسپانیا مد شد اما من برای دور گردنم گرم بمونه می پوشم. اینجوری می ندازمش، ببین. حتی دیدن چپیه برای رینل اونم ۱۰ ثانیه برام سخت بود. دیروز از اسپانیا برگشته. می خنده میگه چیه دوست نداریش. نمیدونم چی بهش بگم اما بهش میگم آخه عجیبه برام تو این رو بپوشی. میگه این مدت به خاطره حملات و هجومها، مردم اسپانیا تو تظاهراتشون چپیه می بستن برای نشان دادن و حمایت از فلسطینیها. امسال این معنی دیگری اونجا داشت اما کلا اونجا مد شده از پارسال. اما هنوز . . . نمیدونم.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment