Tuesday, February 17, 2009

گم شدن

وای که چه نیازی به گم شدن دارم. رهایم کن تا جاری شوم، بروم جایی که ... تنها رهایم کن. فقط همین را می خواهم.
یاس سفید

2 comments:

شقایق said...

از سوییت 9 و خنده های غش غش و جوجه خانی که من بودم و مریم گلی ای که تو بودی و الهه و سمان خان ، مریم هیچی نمونده. فاصله ی من با اون سوییت همش یه واحده. اما رفت. همه چیز بر باد رفت... دلم واسه شلوغی اون روزا تنگه. خلوت برم داشته. تنهایی نیست. کاش تنهایی بود. دلتنگتم. مواظب حالت باش.

Amir said...

Cheghad khoobe, ke bazi vaghtha adam o raha konan, ta adam raha bashe ..