بعضی وقتها دونستن حقیقت خیلی هم خوب نیست. تو تختم یه یک ساعت هست که خوابیدم اما خوابم نمیبره، دارم فکر میکنم. یعنی قرص هم خوردم چون باز چند شب بی خوابی زده به سرم. یک جور دلشوره یا بهتر بگم ترس دارم. میترسم باز با یک تلفن . . . خدایا کمک کن. خیلی ساخته برام واقییت رو دونستن، دیدن و به رو نیاوردن. یعنی میشه این دلهرم بی خودی باشه. امیدوارم. تمام امیدم به تو. دستش رو بگیر، تنهاش نگذار.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment