Saturday, November 7, 2009

عادت



آخ که چقدر امروز خودم بودم. خوده خوده خودم. شنگول و با روحیه. ای که چه عشقی‌ بود نمیدونم اثرش از درددل دیروز بود یا از اینکه کار نمیکنم و بیشتر به خودم میرسم. خلاصه که خوبه. امروز مطابق قبل آهنگ ابی گوش می‌کنم ای که چه حالی‌ میده. اهنگهش معنا داره‌ و صداش رو دوست دارم. یادته خوابگاه کیانوری، سویت چهار رو به این می شناختن که صدای ضبطشون تمام راهرو رو گرفته. یاده بیشتر از همه ابی گوش میدادم. الانم هر کدوم از بچه ها بهم حرف میزنن، ایمیل میزنن یا برام چیز میفرستن یه یاد آوری می‌کنن. الانم نیشم تا بناگوش بازه. جات خالی‌ که بیای و قیافه خندونم رو ببینی‌. چقدر دلم برا خودم تنگ شده بود اما نیستی‌ که ببینی‌ چه حالی‌ دارم امشب. به امید فردای بهتر و مریم شادابتر.

اینم با تو قسمت می‌کنم، نگی‌ تنها تنها خوشحال بود.

مریم

توي راه عاشقي فرصت ترديدي نيست
ميدوني تو قلب من نقطه ي تزويري نيست
گريه ي شبونه رو جز تو كه تسكيني نيست
مثل اين شكسته دل هيچ دل غمگيني نيست

http://www.youtube.com/watch?v=TSCajO3CfIA

No comments: