Sunday, November 29, 2009

دوستی‌ از جنس من



گوشی رو بر میدارم و زنگ میزنم والرینا. دلم براش تنگ شده، این در حالی‌ هست که خودش جمعه بهم زنگ زد که بگه رسیده. بهش میگم می‌خوام باهات حرف بزنم وقت داری. میگه آره چرا که نه و بهش میگم چیزی رو که داره اذیتم میکنه. میخنده، میگه مریم. میگم باور کن بیش از همه به تو احساس نزدیکی‌ می‌کنم. میگه عزیزم، داری میری. ذهنت رو مشغول نکن، فقط سریع تصمیم نگیر. بهش فرصت بده. میگم نمیتونم، میگه بعضی‌ چیزها درست تو نیست پس سعی‌ کن آروم باشی‌. باهم صحبت می‌کنیم و الان آروم هستم، چقدر خوبه پیدات کردم. این رو واقعا میگم. حیف که نمیتونی‌ فارسی‌ بخونی‌ وگرنه میدیدی که چقدر از وقتی‌ باهات اشنا شدم چقدر روم تاثیر گذاشتی، چقدر راحت تر مینویسم. امروز هم گذشت و تنها ۴ روز دیگه اینجا هستم. شب خوش.

مریم

http://www.youtube.com/watch?v=3Zy3JZzB0u8

No comments: